جایی همین نزدیکی

صحبت..

جالبه، هرکی هر جوری باشه، دیگران هم به روش خود اون باهاش برخورد و صحبت می کنند. اگر کسی خیلی مؤدبانه با شما حرف بزنه، قطعاً شما هم خودتون رو جمع و جور می کنید و سعی می کنید با دقت کلماتتون رو انتخاب کنید.. اگر طرف مقابل با عصبانيت شروع به صحبت کنه، بی اختيار حالت دفاعی می گيريد و شايد عصبانيت کمی هم به شما سرايت کنه.. اگر کسی با حالت اضطراب و ترس با شما صحبت کنه، به احتمال زیاد شما هم نگران می شید.. اگر هم یک نفر با خنده و روی باز حرف بزنه، ناخود آگاه شما هم لبخند می زنید و شاید از خنده اون خندتون هم بگیره...
این حالت دقیقاً اینجا توی وبلاگ ها هم هست.. نوشته های یک وبلاگ هر حالتی که باشه، خواننده های اون سعی می کنند با همون روش با نویسنده اش ارتباط برقرار کنند.. برای مثال اسکیزوفرنی (رئیس جمهور) سبک خاصی برای نوشتن داره و توی نظراتی که دیگران نوشتند، اکثراً سعی کردند با روش خودش باهاش حرف بزنند. یا مثلاً برای لیلا (در من چه سبزم...) که متن هایی شاعرانه می نویسه، همه پیامهای شاعرانه گذاشته اند.. و برای" تنهاترین سایه" بیشتر پیامهای خودمونی نوشته اند..
یعنی هرکسی خودش تعیین می کنه که دیگران چطور با اون برخورد کنند یا حرف بزنند.. و خودشه که تعیین می کنه دیگران باید چه برداشتی در باره اون داشته باشن و تا چه حد می تونن باهاش احساس صمیمیت کنند..
البته این مسأله یک حالت دیگه هم داره.. یک سری حالت های از پیش تعیین شده ای هم هستند که قبل از اینکه به طور دقیق با طرف مقابل آشنا باشیم، بر اساس موقعیت اجتماعی اون، با هاش بر خورد و صحبت می کنیم. مثلاً با یک رئیس یا مدیر، همه مؤدبانه و سنگین صحبت می کنندو در عین حال با منشی اون رئیس خیلی راحت تر برخورد می کنند.. و یا با یک گدای سمج همه با تندی و بد خلقی رفتار می کنند.. اینها همه طرز برخورهایی هستند که از روی موقعیت اجتماعی طرف شکل می گیرن..
ولی بعد از این همه حرفی که زده شد، هنوز یک قشری هستند که خودشون نمی تونن نقش زیادی در تعیین طرز برخورد دیگران با خودشون داشته باشند : بچه ها!
مثلاًً با یک بچه کوچیک همه سعی می کنند با زبون خودش حرف بزنن.. صداشونو کوچولو می کنند و یا کلمات رو غلط غلوط می گن تا مثلاً بچه راحت تر بفهمه چی میگن! کسی هم دقت نمی کنه که این بچه ها خیلی بیشتر از این حرفا فهم دارن و شاید حتی توی دلشون به "بزرگترها" بخندند که چرا اینطوری باهاشون حرف می زنند!

   + رضوان ; ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸۱
نظرات ()