جایی همین نزدیکی

بيدن يا نبيدن!


هر چند وقت یک بار یکی از سریالهای تلویزیون گل می کنه.. این گرفتن سریالها همان، و افتادن تکیه کلامهای سریال سر زبون مردم همان.. اونوقت از بچه های سه چهار ساله گرفته تا بزرگهای چهل پنجاه ساله، لحن صحبتهاشون بر میگرده و کلماتشون ناخودآگاه همه شبیه هم میشه.. البته بیشترین اثر این مسأله رو بین نوجوانها میشه دید(شنید؟!).. اولین موردی که یادم میاد، کلاه قرمزی بود.. هشت، نه سال پیش.. صداشو دیگه فقط توی تلویزیون نبود که می شنیدیم.. توی کوچه و خیابون و مدرسه، بچه ها (و بزرگترها؟!) همونجوری حرف میزدن. به آهان میگفتن آهِیـــن و به خوشگل می گفتن خُوکشل .. یک مدت همه "تیر تپر تتر پتر" می گفتن.. چند وقت بعدش هر جا می رفتن می گفتن "می بینم که..." .. "می زنم تو مخت ها!" .. "قاطی می کنم ها!" .. اون هم گذشت و بعد باید هر چند وقت یک بار با صدای جیغ آلود یکی که سعی می کرد تا حدّ ممکن کلمه "خــــــــوب" رو بکشه، از جا می پریدیم.. حالا هم که شکر خدا این برره ای ها توی بورس هستند و همه "بودم" ها به "بیدم" تبدیل شده و هر کی می خواد خیلی بامزه باشه میگه "من چیکاره بیدم".. "جـــــونم".. خدا رحم کنه نسل بعدی سریالها رو..
از همون خیلی سال پیش، وقتی یکی زیادی از این کلمات و جملات باب روز استفاده می کرد، عصبی می شدم.. خیلی دلم می خواست (و می خواد) بهشون بگم: اِ شما هم تلویزیون دارید خونتون؟...
یکی از راههایی که سازندگان سریالهای تلویزیونی برای فهمیدن بازتاب سریال و ارزیابی میزان استقبال مردم از سریالهاشون دارن، همین رایج کردن تکیه کلامهاست.. اینو توی مصاحبه با عوامل چند تا سریال خوندم.. برای محبوبیت بخشیدن به شخصیت های سریال ها و جا انداختن اونها٬ از تکرار کلمات یا رفتارهایی خاص٬ و یا به عبارتی تکیه کلامها استفاده میکنند..

اتحاد تکیه کلامی (!) به این صورت خوبه یا بد٬ نمی دونم.. ذهنمون همش داره از چیزای زود گذر پر و خالی میشه...

   + رضوان ; ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۱
نظرات ()