جایی همین نزدیکی

سفرنامه!


سلام. من برگشتم! مسافرت کوتاهي بود ولي خيلي عالي بود.

¤ از اینجا که بخواهی بری اراک٬ باید از قم عبور کنی.. نزديک قم که بشي، دو طرف جاده مغازه ها و فروشگاههاي سوهان فروشي صف کشيدن.. جالب اينجاست که اسم نود درصد اونها اينه: "سوهان حاج حسين" يا "سوهان حاج حسين و پسران".. نمي دونم اين حاج حسين چقدر پسر داشته که اين همه فروشگاه به اسمش وجود داره! يا قم چند تا حاج حسين داره؟ و اگه اين همه حاج حسين داره، همه اونها سوهان فروشي دارند؟!.. جالبتر اينکه روي تابلوي بيشتر اونها نوشته شده "شعبه اصلي"! حالا اين همه شعبه اصلي رديف کنار هم وجود دارند، نميدونم شعبه فرعي کجاست؟! يک دکّه هم بود که به جاي تابلو، روي پلاکارد پارچه اي، اون بالا، نوشته بود: "شعبه اصلي سوهان حاج حسين"!!

¤ خونه مادربزرگم امسال يک کمي کار بنّايي داشت. عمه ام مي گفت: دو روز قبل از عيد استاد بنّا مياد دم در، به مادر بزرگم ميگه: "حاج خانم، شما نگران نباشيد.. کار تموم ميشه.. به بچه ها گفتم که اين بنده خدا پيرزنه، زودتر تا عيد نشده..." و هنوز حرفش تموم نشده بود که مادر بزرگم ميگه: "پيرزن خودتي!!" قيافه آقاي بنّا، (حتي بعد از اينکه عمه يک ضربه به پهلوي مادربزگم زده و اون هم گفته: البته شما جاي پسر من هستيد)، در حال خجالت و سرخ و سفيد شدن ديدني بوده...

¤ اصفهان هم رفتيم. مسير زيبا بود.. روي تپه ها و زمينها انگار که يک سايه سبز افتاده بود.. علف ها خاک رو زنده کرده بودند.. توي راه اول هوا آفتابي بود.. بعد کم کم ابري شد و بعد هم برف شروع شد.. خيلي ذوق کردم.. فوق العاده بود.. مسير زيباي زيبا بود..

¤ هميشه از اون اول که وارد اصفهان ميشيم، تا وقتي به خونه عمو برسيم، من و خواهرم مسابقه ميذاريم که کي ژيانهاي بيشتري ميشمره! ولي ايندفعه وقتي رسيديم ديگه هوا تاريک شده بود و از خير مسابقه گذشتيم.. درسته که همه ژيانهاي ايران جمع شدند توي اصفهان؟!!

¤ خيلي وقت بود که توي بهار اصفهان نرفته بوديم.. هوا عالي بود و خيابانها واقعاً قشنگ شده بودند.. هيچوقت اونجا به نظرم به اين زيبايي نيومده بود.. شايد قبلاً خوب نمي ديدم و درست نگاه نمي کردم؟.. حتماً همينطور بوده..
چادر هاي کوچک و رنگارنگي که مسافران نوروزي توي پارکها و حتي در چند متري سي و سه پل براي خودشون برپا کرده بودند، برام خيلي جالب بود.. اصفهان واقعاً شهر زيباييه و زياد هم بيراه نگفته اند که: نصف جهانه..

¤ و در آخر، در راحت ترين جاها هم که بوده باشي، هيچ جا به راحتي جايي که متعلق به خودته نمي شه.. هيج جا مثل خونه خود آدم نمي شه.. سلام خونه!

   + رضوان ; ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٢
نظرات ()