آواره

۱۸۵ ثانیه.. ۳ دقیقه و ۵ ثانیه.. خانوم رز میخری؟ نگاهش کردم. خانوم لیلیوم ببر، ارزون میدم. سر تکون دادم که نه. اومد اینطرف ماشین، کنار شیشه. با سر اشاره کردم که نمیخوام. یه دقیقه باز کن.. گفتم گل نمیخوام. یه دقیقه باز کن، نمیخورمت که! چند سانتی متر شیشه رو کشیدم پایین. خانم این رزها رو ببر ۱۵ تومن! آقا من هیچی پول همراهم نیست.. این لیلیوم ها خیلی قشنگن، ببین! ببر ده تومن! آقا ببین توی ماشین کیف پول می بینی؟ پول همراهم نیست! نگاهی به دخترک که اون پشت از توی صندلیش با چشمهای گرد کنجکاوش اونو تماشا می کرد انداخت و گفت خانم به خدا ما هم خانواده داریم، من زن و بچه دارم.. تازه از زندان آزاد شدم.. تورو خدا یه دسته از این گلها رو بخر.. تکیه داد به گارد ریل و ادامه داد: این هم کاسبی ماست.. خوبه برم دوباره دزدی؟ .. گفتم خدا بزرگه.. درست میشه.. ولی به خدا پول همراهم نیست وگرنه یک دسته رز می خریدم.. وقتتون رو اینجا تلف نکنید، برید سراغ ماشینای دیگه.. نا باورانه نگاهم کرد.. ای بابا.. چطوری درست میشه.. ۳ دقیقه و ۵ ثانیه تموم شد و اون هم راهش رو کشید و رفت گوشه ای دورتر تا ماشینها ۶۰ ثانیه از همدیگه سبقت بگیرند و جلوی همدیگه بپیچند و هیجتن زده و عصبی بشن و برای هم بوق بزنند و خودشون رو به سمت دیگه چهار راه برسونند..

---------------------------------------------------------

هر روز توی ترافیک ولیعصر از کنارشون رد می شم و از دیدنشون کیف می کنم.. اما آخر نفهمیدم  کدوم شخص یا سازمانی بالای اون دوتا چنار بی بهار سر نبش یاسمی اون همه لانه پرنده رو نصب کرده.. و آیا هیچ پرنده ای اون لانه های شیروانی دار قرمز رنگ رو واسه زندگی انتخاب کرده و توش با خرده چوب برای خودش جایی گرم و نرم درست کرده یا نه.. 

/ 2 نظر / 15 بازدید
پاییز

سلام رضوان خانم خوشحال میشم بازم به وبم سر بزنی آپم