مدرس

 

یکی از نعمت هایی که خداوند به من داده اینه که روزی دوبار از بزرگراه مدرس شمالی رد بشم! مناظر دو طرف بزرگراه واقعاً فوق العاده ست. حتی هوای اون تیکه راه هم سبک تر از جاهای دیگه ست. توی اون مسیر، برای چند دقیقه آدم میتونه کامل فراموش  کنه توی تهرانه.

--------------------------------------

دخترای این شهر، وقتی که تنها توی خیابون راه میرن، باید جدی باشن و مواظب باشن یه وقت لبخند نزنن. اگه اخم کنن و تند تند راه برن تازه بهتر هم هست!
توی انقلاب باشی، یا ولیعصر، یا ونک، یا هفت تیر، فرقی نمی کنه. آقایون این شهر بیشر وقت ها لبخند و روی خوش رو به منظور برداشت می کنند و یهو می بینی اون ها هم دارن خیلی معنی دار بهت لبخند می زنن! یا یه حرف هایی می زنن که ممکنه در کل از بیرون اومدن از خونه پشیمون بشی...

 از هر دختری بپرسی از اتفاق هایی که براش افتاده و حرف های زشتی که شنیده قصه ها داره که بگه.
آیا باید برای ارتقای فرهنگی ماشین گشت گذاشت توی خیابونا؟!

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميم . ب . مهاجر

سلام رد مي شدم به نظر من گشت ارشاد ربطي به ارتقاي فرهنگي نداره. خلط مبحث شده. قواي انتظامي كاركردشون مواجهه ( نه ارتقا) با كج روي هاست، تو زمينه هايي كه براشون تعريف شده. از جمله همين بحث فرهنگي و البته طبق ضابطه و قانون كه اين بخش مربوط به نهادهاي فرهنگ سازه كه ماشالا تعدادشون تو كشور ما به عدد ما احاط به علمك! مشكل از اونجا ناشي مي شه كه توازن قوا به وجود نيومده. به عبارت ديگه از يه طرف بايد نهاد هاي فرهنگي با قدرت فرهنگ سازي كنن و از يه طرف نهاد هاي انتظامي با كسايي كه به هيچ صراطي مستقيم نيستن برخورد. اما وقتي فقط دومي جلو چشم همه سخت به كارش مشغوله، اونوقته كه اين عدم تعادل بدجوري تو چشم مي زنه و جالب به نظر نمي رسه. ( البته پليسا هم آدمن و نبايد برخي برخورداي سليقه اي رو كه ممكنه از اون ها هم سر بزنه به حساب رفتار كلي اين سيستم گذاشت) ببخشيد سرتونو درد آوردم.[گل]

میم . ب . مهاجر

فرمودین: "نهاد های فرهنگی و انتظامی کارشون نباید جدا از هم باشه." کاملن موافقم همچنین فرمودین: "چرا هیچ جا ننوشتن از پذیرفتن افراد دو رو معذوریم.. از پذیرفتن آقایان چشم چران معذوریم.. " امیدوارم اینم یه کنایه باشه چون همونطور که می دونین بد حجابی با دورویی و چشم چرانی فرق می کنه! اولی که امری ظاهریه ملاک ها مشخصی برای تشخیص داره اما اون دوتای دیگه تو حوزه ی رفتار شناسی آدما جا می گیره که خوب البته صاحبان اماکن عمومی اکثرن صلاحیت تشخیص اونو ندارن که بتونن از ورود این افراد ممانعت کنن! که اگه قرار باشه چنین اتفاقی بیفته می دونین که چه بلبشویی می شه؟!! هرچند مطمئنم که منظور شما همون کنایهه بوده! از اظهار لطفتون نسبت به اشعار حقیر ممنون.[گل]

فیلوسوفوس

یه سری از این امور که باید تخته شون کرد / گل گرفتشون صرفن موهومات ما هستند. یعنی به نظر میاد که چیزای دست و پاگیرین. اگه یه برنامه ریزی معمولی داشت و الاهم فی الهم کرد و سفر رو جزو مهمات قرار داد , قطعن چنین تصویری دور از ذهن نخواهد بود. اما درباره امور فرهنگی : اولن فرهنگ یک کل یکپارچه است, و اگه به معنای کلیش لحاظ کنیم خیلی چیزا رو تو خودش قرار می ده نه اینکه در کنار یا موازی با اونا باشه ! از این که بگذریم باید دید که پایه فرهنگ چیه / کجاست. اگه بخواهیم تو جریان اصلاحات فرهنگی موفق باشیم و ضرر کمتری رو متقبل بشیم , ناچاریم از اینکه سرچشمه رو درست کنیم. یعنی ریشه درخت فرهنگ و خاک و آب رو نه اینکه فقط به میوه های خراب کار داشته باشیم. هر چند اگه که بخواهیم از الان برنامه ریزی داشته باشیم (‌به عنوان یک نهاد ذی صلاح ذی ربط ) باید از دو وجهه نظر بلند و کوتاه مدت نگاه کرد. کوتاه مدت اینکه میوه های گندیده یا آفات رو از درخت دور کرد ( اگه قابل ترمیمن )‌ترمیم , اگه نبودن و به بقیه ضرر می زدن مجازات متناسب انجام داد. اما امر مهم تر اون برنامه بلند مدته وگرنه حجم همین اصلاح و مجازات ها روز به روز بیشتر می شه .

فیلوسوفوس

... در هر صورت وجود نهاد بازدارنده از هیچ جامعه بشری قابل حذف نیست. (‌لااقل به حکم استقراء )

محمد

یه حرف خیلی ساده منجر به چه بحث فلسفی خفنی شد! در مورد فرهنگ، تا خودمون نخوایم چیزی ارتقا پیدا نمی کنه. فرهنگ آمپول نیست که بشه به زور گشت ارشاد و هزار جور کوفت و زهر مار دیگه به جامعه تزریق کرد. بلکه باید جامعه رو تشویق کرد و شرایط رو مهیا کرد تا مردم خودشون سطح فرهنگشون رو ارتقاء بدن.

زهره

سلام وای منم خیلی اون قسمت بزرگراه مدرس رو دوست دارم! [گل][قلب] ولی من مجبورم هرروز از خیابون دولت رد بشم که از اون پیاده روی های باریکش متنفرم! اونجا لبخند که هیچی اخم هم یه جور دیگه معنا میشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1[تعجب]

نیر

واااااااااااااااای آره. من همون چند باری که از اونجا رد شدم واقعا لذت بردم. خانه از پایبست وبران است [چشمک]

هدی

آدم نمیفهمه کجای کار ایراد داره

زهره

آپ شدماااااا [خجالت][چشمک]!

...

! اصولا ما در این کشور عادت داریم آنچه را آزموده ایم و بی نتیجه بوده بار دیگر توسط جمعی " کارشناس ! " دیگر بیازماییم ! آخر می دانید چه است ؟ ما خیلی خیلی خیلی وقت داریم ! رضوانم تازشم من اینجام !