منظره


اسکلتش تازه تموم شده. وقتی شروع کنند به چیدن دیوارها، کم کم خونه های اون سر شهر .. و کوههای پشتشون.. و آسمون بالا سر اونها.. ناپدید میشه..

برج رو دارن ده متر اونطرفتر، رو بروی پنجره من می سازند!

-------------------------------------------------

پیرمرد از پنجره نیمه باز یک روزنامه دیگه هم جا داد توی دستهای من.

«نمی خوام آقا، بقیه پولش مال خودتون..»

«دخترم دشتم رو کور نکن.. پول خرد ندارم بهت برگردونم!»

-------------------------------------------------

درست مثل برگهای یک درخت که توی پاییز می ریزن، ما هم از مکان های مختلف که مدتی رو اونجا گذروندیم – مدرسه ، یک آپارتمان ، محل کار ، یا حتی خود این دنیا – بعد از مدتی جدا می شیم.

وقتی که از جایی کنده شدیم، یه مدت جامون اونجا خالیه و نبودنمون به چشم میاد و حس میشه..

ولی بعد، برگهای جدید درمیان و درست مثل خود ما، وقتی که تازه اومده بودیم، فکر می‌کنند اون شاخه ای که روش هستند از ازل برای خود اونها خلق شده و چه اهمیتی داره که قبلاً چه شکلی بوده و چه ماجراهایی داشته..

ما برگ پاییزیم.


/ 9 نظر / 15 بازدید
نیر

:)

سین صاد

ما برگ پاییزیم و می ریزیم. کاش زیر سنگینی قدمها همچنان به نوا آییم که بفهمانیم که نفس داریم و زنده ایم! ریزش تقاص قدر ندانستن همنشینی با آسمان و شکوفه و بر است.

هایپ

az kheili vaght pish , kheili kheili vaght pish blogeto mikhonam midoni az key ? az oon mogheyi ke bloget ghalebesh kalagh dasht ye blog dshtam be esme avaye-socoot midonam yadet nemiad ama man toro kheili khoob yadame mikhamet bedoon

محمد

سلام 1- عین این بلا سر من هم اومده! [گریه] 2- عین این بلا زیاد سرم اومده! [عصبانی] 3- باهات موافق نیستم، بعضی آدم ها مثل برگ درختن، تو پائیز می ریزن و یه مدت جاشون خالیه، اما بعد از یه مدت جاشون رو آدمهای تازه تری می گیرن، اما بعضی آدم ها هم مثل قاب عکسن، وقتی از رو دیوار برشون می داری، جاشون برای همیشه رو دیوار می مونه ...

غمناک

گاهی می آید و میرود.... هنوز سوز می آید با آدمدنش انگار که لبه ی پرتگاهی ایستاده امممممم

غمناک

این لوگو ت منو خیلی یاد چیزها یی می اندازد.....

نریمان از کلاغ سپید سابق!

سلام رضوان...دلم برای اینجا تنگ شد اومدم مطالبت رو خوندم...چند وقت دیگه میخوام بیام ایران،میترسم همه چیزهایی که دوست داشتهم مثل برگ پاییز بوده باشن...میترسم.رضوان پس کلاغای اینجا چی شد؟مترسکش کو پس؟