رنگ و شیشه

گفت وقتی بیرون رو تمیز می کنن تازه می فهمیم داخل چقدر کثیفه!
داشتن شیشه های همه طبقات رو از بیرون تمیزمی کردن.
گفتم خدا رو شکر ما از شیشه ساخته نشدیم!

 -----------------------------------------------------

چقدر خوبه که اشک آدم رنگی نسیت.
فرض کن اشک آبی بود یا نارنجی...
اونوقت توی خیابون که می رفتی، بعضی ها رو می دیدی که روی صورتشون چند تا خط رنگی هست... یا روی لباسهاشون لکه های رنگی.
اگه اشک رنگی بود پنهان کردن اینکه گریه کردی خیلی سخت می شد. اگه یکی از آدم می پرسید چی شده، گریه کردی؟ دیگه نمی تونستی زودی چشمهات رو پاک کنی و لبخند بزنی و بگی نه، چطور مگه؟!
چقدر خوبه که اشک آدم رنگی نیست!

/ 9 نظر / 11 بازدید
سينا

هميشه حكمتي است حتي در گريه

پریسا

سلا رضوان گلم.خیلی مرسی که به این همه کار بازم به من سرمیزنی[قلب] منم مثل تو هیچوقت نمیتونم به یه آهنگ یا یه صدا پشت سرهم گوش بدم اما میتونم به یه آهنگ بیشتر از بقیه گوش کنم. راستی پستت خیلی زیبا بود اما غمگین,ضوان جونم حس میکنم غمگینی,امیدروام حسم غلط باشه اما اگرم درست بود با تمام وجود آرزو میکنم هر چی زودتر حالت بهتر بشه! دوست دارم[ماچ]به همه سلام برسون فعلا[خداحافظ]

محمد

سلام خدا رو شکر، که نه ما شیشه ای هستیم، (کاش بودیم) و نه اشک ها رنگ دارند. (کاش داشتند...)

زهره

سلام عاشق این نوشته ها و تفکرات متمایز تو ام[گل] ولی به نظر من ما یه جورایی شیشه ای هستیم اما حیف که شیشه ی نشکن نیستیم و بعضی وقتا با تلنگر بعضیای دیگه فرو میریزیم من که اشکم رنگی بود هم زیاد فرقی نمیکرد چون همین الانم تا دو قطره اشک میریزم سایز دماغم دوبرابر میشه و جشمام هم قرمز قرمز میشه و عالم و آدم میفهمن من گریه کردم[عینک]

...

اینجا بودم باز برای شنیدن تو

نریمان از کلاغ سپید سابق!

سلام رضوان جان...خوبی؟منم موافقم که خیلی خوبه که اشک آدم رنگی نیست...راستی اگه ممکنه خروجی فید وبلاگت رو تنظیم کن که بشه تو گوگل ریدر ادش کرد...هرکاری میکنم نمیشه...نمیدونم دلیلش چیه؟