چند نفر

بیشتر وقت ها وقتی خانم ها دارن یه ماجرایی رو تعریف می کنن، هدفشون اینه که بگن خودشون چه عکس العمل های جالبی نشون دادن و چه جواب های به جا و هوشمندانه ای دادن! توجه کنین چقدر توی حرفهاشون میگن: "گفت:... من گفتم:..."

همیشه نه ها.. ولی بیشتر وقت ها! اعتراف می کنم حتی خودم هم گاهی!

------------------------------

خیلی از ما یه نفر نیستیم، چندین و چند نفریم!

توی هر محیطی که باشیم، شخصیتمون متفاوت میشه. توی خونه یه جوری هستیم، توی محل کار یه جور دیگه، توی خیابون یه جور، با دوستهامون یه جور، و در جمع فامیل یه جور..

گاهی این متفاوت بودن رو انتخاب می کنیم و گاهی نه، نا خودآگاه تحت تاثیر محیط عوض میشیم. گاهی هم این رفتار متفاوت فرار از رفتاریه که بیشتر وقتها مجبوریم نمایش بدیم. اون خود اصلیمون ثابته، یک سری رفتارها همه جا مشترکه.. ولی خیلی از حالت ها، حرکت ها، و طرز حرف زدن ها مون به نسبت محیط تغییر می کنه.

ممکنه کسی که دوستهاش اونو به عنوان یه آدم ساده و بی خیال و خندون بشناسند، در جمع خانواده خیلی جدی و پر جذبه باشه.. کسی که توی محل کارش شدیداً فعال و پر انرژیه، توی خونه تنبل و بی حوصله باشه.. کسی که دوستهاش اونو به شیطنت و اجتماعی بودن بشناسن، ممکنه بین همکارهاش کم حرف ترین باشه..

این یعنی تصویری که دیگران از ما دارن، گذشته از اینکه از دید شخصی خودشون ریشه می گیره، به نسبت محیطی که اونجا ما رو می شناسن متفاوت می شه.

حالا این خوبه یا بد؟ بهتره آدم چند نفر باشه، یا سعی کنه تعداد شخصیت هاشو کمتر کنه و فقط یک خود اصلی داشته باشه؟

 

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

سلام راستش من اینهمه تفاوت رو قبول ندارم اینکه تو محل کارت شاد باشی تو خونه تنبل و بی حوصله یا برعکس. چون اینجوری تو حق یه سری از آدما اجحاف میشه. اما اینو قبول دارم که با همه نمیشه و نباید یه جور رفتار کرد. خیلی ها جنبه ی خیلی چیزها رو ندارن و خیلی ها دارن! این یه رفتار متناسب و بجا میخواد.

آهو

واقعیت اینه که اینم یکی از تواناییهای آدمیزاده. نمیدونم بده یا خوبه. اما لااقل راجع به خودم دوست دارم همیشه یه جور باشم.

زهره

راستی رضوان جون اپ شدم!

امیر

سلام همین جوری دلم یاد کلاغهای رو سیم اینجا رو کرد گفتم یه سری بزنم. همه چیز عوض شده! چند از پستهای این صفحه به دلم نشست. راستی آر اس اس داره بلاگت؟فیدو از این قرتی بازی های جدید رو میگم

نیر

عزیییییییییییییییییزم من چقدر دوووور بووودم! اینو تازه الان میینم [ناراحت] راس میگی ولی فکر کنم نباید سخت گرفت. شاید ما چون به انتظارات بقیه خیلی اهمیت میدیم واسه همینم تو محیطهای مختلف کاملا متفاوت عمل میکنیم. شاید باید به خودمون اهمیت بیشتری بدیم تا از خودمون راضی تر بشیم. ولی در کل سخت نگیییییییییر!! وووووووووووووووللللش ککککککن ......... [چشمک] راستی سلااااااااااااااااااااااااااااام

نیر

راستی یادم رفت بگم با قسمت اول نوشته ات موافق نیستم. [سوال] به نظر من خانومابیشتر اوقات وقتی دارن یه چیزی تعریف میکنن میخوان که در اصل اون قضیه رو واسه خودشون روشنتر کنن و خودشون رو واضحتر ببینن تا بتونن قضاوت راحتتری داشته باشن. و از طرفی هم ....ولش کن طولانی شد [لبخند]

پریشانگرد

سلام اگه خود اصليمون باشيم شايد محكوم به تنهايي بشيم! خيلي سخته ولي دوست دارم طوري باشم كه نيازي به چند شخصيتي بودن پيدا نكنم! گاهي هم ترك اين عمل سخته چون وابسته به انتظارات ديگرانه يعني ديگران دوست دارن اينطوري باشي ! چون به اين طرز رفتارت عادت كردن؛ و تغيير اون از طرف ما هزينه هايي رو بدنبال خواهد داشت ... يا علي

...

اوم ! اولین حقیقتی که انسان بعد از اولین تفکر جدی اش ادراک میکنه ‌! چیزی است به اسم "هستی خویش" ! همین جوری ! رضوانم کرکره وبلاگ رو کشیده پایین ؟

نیر

رضوان جووونم پس کجاییی؟ نیسیتی همش که آخه؟ :(