رها - بیست و هفت

دخترک علاقه زیادی به همکاری توی کارهای خونه داره. مثلا برنج پاک کردن (پخش کردنش کف آشپزخونه)، تمیز کردن دیوارها (کف مالیدن به همه جا)، غذا درست کردن (خمیر بازی با مایه کتلت)... در آوردن لباسهای شسته شده از ماشین لباسشویی (جدا کردن و بوییدن همه لباسهای خودش)... و جدیدترین کار خونه مورد علاقه ش هم آب پرتقال گرفتنه.. این یکی رو ولی واقعا خوب انجام داد! نشونده بودمش روی کابینت و اون هم با حوصله نصفه پرتقال ها رو روی دستگاه آب پرتقال گیری با هر دو دست و با تمام زورش فشار می داد و نصفه نیمه پرتاب می کرد پشت سرش توی سینک ظرفشویی، و میرفت سراغ پرتقال بعدی... خیلی چسبید نتیجه زحمات دختر..

کبوتر بیا بشورمت..با آب سرد بشورمت!! معلوم نبود میخواد تلافی کدوم دفعه شسته شدن خودش با آب سرد رو سر کبوتری که پشت پنجره ما رو کثیف کرده بود و حالا روی پشت بوم خونه روبرویی نشسته بود، در بیاره!

در ادامه سوال کردن در مورد این از چى درست شده، کى درست کرده، سوال های جدیدی هم اضافه شدن.. وقتی درست کرده داده به کى؟ بعد اون چکارش کرده؟.... مثلا نون از چی درست شده؟ کی درستش کرده؟ داده به کی؟ کی خریدتش؟ بعد چیکارش کرده؟... تنها راه پایان دادن به سوالات بی انتها برگردوندن سوالها به خود دخترکه.. تو میدونی کی درست کرده؟ بعد چی شده؟... و بعد از سه چهارتا سوال همه میتونیم با موفقیت سر کارهامون برگردیم!

تا ما خودمون رو برسونیم، میره توی آسانسور و میگه: خداپز! (خداحافظ) من تنهایى میرم! ... این تلاش دختره که داره کم کم شیطون میشه و سعی می کنه مستقل بشه یا شاید عکس العمل ما رو در مقابل استقلالش بسنجه... و پیروزمندانه به قیافه ما که خودمون رو قبل از بسته شدن در پرتاب می کنیم توی آسانسور می خنده...

غش غش می خنده و میگه خود به خود میرم... "خود به خود" یه بازی جدیده که دخترک برای خودش کشف کرده.. از سرازیری ورودی پارکینگ تند تند پایین میره و کیف می کنه..

بیا این پوله رو بگیر، بیا توی اتاقم بازی کنیم!.... ناباورانه نگاهش کردم.. بهش گفتم عزیزم پول برای خرید کردنه، من همینطوری میام توی اتاقت، لازم نیست بهم پول بدی!... و باز هم تکرار شد.. در جواب پدر بزرگش که بهش گفته بود خسته شدم، بذار استراحت کنم بعد دوباره بالا و پایین می اندازمت، از جیبش الکی پول درآورد و گفت بیا این پول رو بگیر، من رو بنداز هوا! و باز هم.. و باز هم... ولی خوشبختانه پروسه پول پرداخت کردن درقبال خدمات دوستانه یکی دو هفته ای بیشتر ادامه پیدا نکرد!

دخترک با باباش بازی می کرد و عروسکش افتاده بود روی زمین، نزدیک خودش.. باباش گفت عروسکت رو بیار.. جواب داد شما بیار! چرا؟ جواب داد آخه سختمه!! ... و دفعه بعد دوباره یک عروسک دیگه نزدیک دختر بود و من براشون میوه آورده بودم.. عروسکت رو بیار.. جواب: شما بیار! آخه من سیب دستمه!!   ... مسئولیت این همه راحت طلبی و استدلال رو من یکی که قبول نمی کنم!

از دو ماه پیش برای تشویق دخترک در ازای کارهای خوبش توی یک دفترچه مربع شکل کوچیک به انتخاب خودش برچسب می چسبونیم و اون کار خوب رو می نویسیم و تصویرش رو هم می کشیم که برای خودش مفهوم باشه.. مراحل انتخاب و چشبوندن برچسب خیلی برای دختر هیجان آمیزه و هربار کلی ذوق می کنه.. گاهی هم با هر آفرین که می شوه سریع میگه: برچسب بده! کار خوب کردم!

بابای دخترک گاهی از سر دوست داشتن بیش از اندازه بهش میگه اینقده شیرین حرف نزن، گازت میگیرم ها! دخترک هم کم نمیاره و میگه همین الان گاز بگیر! ... این یکی دستم رو هم گاز بگیر!!  ...بعضی وقتها موقع لباس عوض کردن توی شکم نرم دختر فوت می کنم و اون ریسه میره.. و میگه: بازم! بازم فوت کن! و اون موقع من هم نمیتونم نخندم..

اسم خیلی از حیوونها رو می دونه و درست تلفظ می کنه..ولی چندتا اسم هست که دوست ندارم حالا حالاها درستش رو یاد بگیره... هشگگ (خرچنگ).. کزوزوئک (کفشدوزک).. پنگوئنگ (پنگوئن)... دلم ضعف میره وقتی اینها رو میگه..

شَخِبیــــــــر! دخترک قبل از خواب به دیگران شب به خیر میگه و باهم میریم که پیدر پیسر (قصه های من و بابام) بخونیم و بعد هم پریای شاملو، کامل، نه از حفظ، که از توی موبایل من حتما (اگر موقع خوندن شعر موبایل دستم نباشه قبول نیست، دادش در میاد که از حفظ نخووون!) .. شخبییییر!

سوم دی ماه دخترک بیست و هفت ماهه شد.. دو سال و سه ماهه.

/ 3 نظر / 12 بازدید
شهرام

این یکی رو به طور ویژه ای دوست داشتم. "بو کردن" بجای بوییدن در پاراگراف اول رو ترجیح می دم. دیدی فحش رو تو بهتر از هر چیزی جواب میده! این بار احساس کردم واقعا دلم میخواد اینا کتاب بشه. یاد حرف دکتر واتسون به شرلوک میفتم که اتفاقا خیلی می خوره: "This is your life Sherlock! Not 243 different types of tobacco ash!"

آريل

بيا با آب سرد بشورمت.... چرا بچه رو شكنجه كردين؟؟؟ بقيه ش يه دختر ايرونيه نگران نباش: ماترياليست، خرابكار، تنبل، حاضر جواب (با احترام به همه استثنائات)

آریل

عالی بود. تو پستات سنش رو هم بگو که بعدا که خواستی جمع آوری کنی به دردسر نیفتی. چه کتابی بشه واسه شب فارغ التحصیلیش