آرزو

نه ماشین بهش زد.. نه از جایی پرت شد.. نه اهل سیگار بود و نه الکل.. نه توی هواپیمایی بود که سقوط کنه.. نه خودکشی کرد.. نه هیچکدوم.

آرزو مرد. توی خواب قلبش از تپش ایستاد. به همین سادگی. مرد.

..........

توی بچگی پدرش رو توی یه تصادف از دست داده بود و بعد ها با ناپدری بزرگ شده بود. ۹ سال پیش، وقتی دختر چند ماهه ش توی بغلش بود بهش خبر کشته شدن شوهرش توی تصادف رو دادن. تنهایی یه دختر بزرگ کرده بود مثل ماه!

۳۸ ساله بود ولی می دیدیش فکر نمی کردی بیشتر از ۲۸ داشته باشه. با وجود تمام سختی هایی که متوجه یک زن در این موقعیت هست، زندگیشو خیلی قشنگ ساخته بود.. مهندس معماری بود. بسیار قوی بود. خنده رو و مهربون و با سلیقه. ورزشکار. دوچرخه سوار. کوهنورد. اهل طبیعت گردی و پرنده نگری. شاد و پر انرژی و پر از برنامه برای آینده.

و نپرس اون دیگه چرا..!

او هم رفت.. به همین سادگی.

/ 6 نظر / 18 بازدید
سین صاد

شاید او نیز آمده بود که با رفتنش بماند! ریا می وزد آرزو مرده است / جهان پر ز مردان آزرده است

...

داستان حیات... داستان تکرار شونده حیات روی این کره آبی ، مغروق در ماده سیاه ! اوم، حیات موجودی ابدی است اما،از شکلی به شکلی از جهانی به جهانی و تکامل ... [لبخند]

...

کلمه بنویس . جهان مشتاق کلمه توست .

آریل

کی بود کی بود من نبودم اونم نبود اون یکی هم که دیگه نیست ...

Star

آره عزیز ! رفتن خیلی ساده ست ... سختیش برای مونده هاست . قبل ترها درک نمی کردم معنیش رو ... خوبی رضوان عزیز؟