بعد از 17 روز


بعد از 17 روز تعطیلی، روز جمعه بالاخره از خونه می کنی و میری سر کار. چون تو این مدت یه عالم استراحت کردی و خودتو تحویل گرفتی، و چون خیابون ها فوق العاده خلوته و هوا بهاریه، احساس می کنی همه چیز باید متفاوت باشه. احساس می کنی چقدر آدم متفاوتی شدی و چقدر کیفیت و سرعت کارهات فرق خواهد کرد!
جلوی در می ایستی، مثل همیشه با صدای فششش باز میشه. چون پر از انرژی هستی، غیر از سلام علیک کلی هم با نگهبان راجع به تعطیلات عید حرف می زنی. میری بالا، از در شیشه ای وارد میشی و مثل هیشه بلند سلام می کنی. همه لبخند به لب دارند (اممم.. تقریباً همه... یا شاید هم تو اینطور همه رو شاد میبینی!). در بدو ورود می ایستی و با یکی دوتا از همکارها گپ می زنی. می ری اتاق های دیگه به بقیه هم سال نو مبارکی می گی، به استکان چایی روی میزت دست می زنی می بینی هنوز گرمه و خوشحالتر میشی، و آخر سر میشینی پشت کامپیوترت.
روشنش میکنی، هیچ اتفاقی نمی افته. می بینی قبلاً روشن بوده و تو در اصل الان خاموشش کردی! پس دوباره روشنش می کنی! در همین حین دوستت هم از راه می رسه و همینطور ایستاده کلی خبر با هم رد و بدل می کنید تا وقتی خسته بشید! القصه... ویندوز بالا میاد.. چشمت که به کار ها می افته، یهو همه چیز میشه شبیه قبل. مقدار انرژیت به حد عادی برمی گرده، دیگه حس نمی کنی اتاق چقدر از قبل روشن تره و همه چیز چقدر زیباست! بعدش هم تصمیماتت برای ای میل چک نکردن و اینترنت گردی نکردن تا وقتی کار هست، ناپدید میشه!
نگاه می کنی میبینی صفحاتی که باز کردی یکی درمیون به کار بی ربطه. هر چند دقیقه یک بار هم یا بر می گردی با همکار اینوری یه حرفی می زنی، یا برای همکار اونوری جوک تعریف می کنی!
این ها یعنی که جو تعطیلات پریده و رفته.روز اول کار در سال جدیده... آسوده بخوابید.. شهر در امن و امانه.. و همه چیز مثل قبله!

/ 6 نظر / 12 بازدید
آهو

اومدم بگم اول. آخ جون که نوشتی. میام میخونم بعدا. سال نوت مبارک.[گل]

آهو

نه نیست دیگه. هست؟ من دلم نمیخواد! من دوست دارم احساس تازگی و جدید بودن بکنم. نگهداری این حس سخته ها. ولی ممکنه!

هادی

سلام با یه شعر از اخوان ثالث، اپ هستم . یه سر بزن [لبخند]

...

یک ، دو ، سه ، چهار،..،ده،[سبز]،...،چهارده،پانزده،شانزده،هفده. اوپس ، هفده تا چقدر زیاده ها !

آزاده

سلام رضوان جونم. چطوری؟ یادم نمیاد که تو ‌ufo هم این اطره رو نوشتم. جدی؟[نیشخند] شه ژالب[شیطان] دلم واسط تنگیده رضوان جونم. سعی کن این دفه که میای سوئیس یه سری هم به من بزنی. ماهیگیری تنها صفا نمی ده جون تو[ماچ][زبان]

م.ه.م

به ای میگن وجدان کاری [نیشخند] (اشتباه نشه، قصد مزاح است نه قضاوت) موفق باشید سلام