عادت

ما عادت می کنیم.. به بودن ها عادت می کنیم..

جملات، حرکات، لبخندها و حتی نگاه هایی رو می سازیم که بخشی از ارتباط هر روزه ما بشن با اونهایی که بیشتر می بینیم و یا می خوایم که بیشتر ببینیم.. آدمهایی که خواسته یا ناخواسته باهاشون وقت می گذرونیم.. کلمات و اشاره ها و نگاههایی هستن که ممکنه فقط در تکرار بودن ها با دیگران و هرکدوم فقط با بعضی از اون آدمها شکل بگیره و تبدیل بشه به بخشی از عادت بودن با اونها..

دوستهای خیلی صمیمی که باشیم، شاید همدیگه رو با اسمهای عجیب غریب صدا کنیم.. همکلاسی که باشیم شاید یک روش خاص دست دادن یا احوالپرسی داشته باشیم.. پیرمرد یا پیرزن که باشیم شاید هر روز صبح در صف از  همدیگه بپرسیم تو هنوز زنده ای؟! خواهر یا برادر که باشیم شاید هربار چیزی گم میشه با شیطنت بگیم فلانی رفته قایمش کرده.. همکار که باشیم، شاید هر بار که از کنار هم رد میشیم لبخند بزنیم و چشمهامون رو به معنی سلام باز و بسته کنیم.. یا از کنار میز هم که رد می شیم مخصوصاً بزنیم یک چیزی رو بندازیم یا حتی اگر هیچوقت باهم غذا نمی خوریم، هر روز بپرسیم کی میری ناهار؟!

وقتی بودن ها ناگهان به نبودن تبدیل بشه.. به هر دلیلی.. یک خلاء بوجود میاد.. یکسری عادت ها یکهو فلسفه وجودی خودشون رو از دست میدن! ... یک سری جملات که هر روز از روی عادت و یا حتی برای یه لبخند به دیگری می گفتیم بی معنی میشن..

ما عادت می کنیم.. به نبودن ها هم .. کم کم .. عادت می کنیم..

/ 8 نظر / 11 بازدید
سین صاد

کاش می شد یک بار برای همیشه به «عادت نکردن» عادت می کردیم!

...

من خوندمت...رضوان...با شوق.

آریل

عادت کردن به بودن ها و نبودن ها ... خوبیش اینه که عادت میکنیم... شاید هم بدیش این باشه،‌ نمیدونم. تلنگر خوبی زدی 344 جان

...

چیزی بگو...

محمد

سلام دوست قدیمی! استثنائاً این بار موافق نیستم! انسان به بودن ها عادت می کند، اما اگر همین بودن ناگاه نبودن شود، مانند دوستی که دیگر نباشد، جایی آن انتهای ذهنمان، گوشه ای در صندوقچه ی خاطرمان همیشه این بودنش می ماند. مانند قاب عکسی که سال ها روی دیوار است و وقتی برش می داری، جای خالی قاب باز هم روی دیوار می ماند و به هیچ ترفندی هم پاک نمی شود، مگر که رویش را رنگ بزنی، که باز هم خاطره ی آن قاب عکس برروی دیوار باقی است، فقط زیر لایه ای از رنگ رفته و پوشیده شده...

سین صاد

مخواه و پیش نیاور که این و آن به ندیدن و نخواندن نوشته هایت عادت کنند! و من ـ نه از روی عادت که با طلب و شوق ـ هر روز می آیم اینجا و رخت پهن می کنم تا رخ بنمایی.

ماه هفت آسمان

عادت جزئی از طبیعتِ فراموش کار انسان است... از حضور و ابراز احساس پاکت ممنونم رضوان

تتقل