نسبی

این روزها شهر کوچیک شده. آلودگی به قدری زیاد شده که تا سی، چهل متری بیشتر رو نمی تونی واضح ببینی.. وسعت شهر، در هر نقطه که باشی، به اندازه همون میدان دید محدود شده.

هوا که تمیز باشه، آفتاب که بتونه با تمام وجود بتابه و ابرهای پنبه ای در آبی آسمان قابل دیده شدن باشن، شهر به اندازه فاصله کوههای دور شهر وسیع میشه..

------------------------------------------------

همه چیز نسبیه..

بعد از دو ماه رفتم شرکت به همکارها سر بزنم. بچه ها گفتن وای چقدر جمع و جور شدی.. خیلی لاغر شدی! و من ذوق کردم.. بعد حواسم جمع شد.. بذار ببینم! آخرین بار شما کی من رو دیدین؟ آخرین بار که من رو دیده بودین 8 ماهه باردار بودم!

.. آره، به نسبت اون موقع خیلی لاغر شده بودم!

از هر نظری که می شنوم نباید زیاد ذوق کنم!

/ 3 نظر / 6 بازدید
سین صاد

چه خوب که زود به زود به اینجا نقش می زنید! درود! به طور کلی، خیلی از نظرها را نباید جدی گرفت!

پرهام

لاغر! ... آهای لاغر!

...

خانم مادر سلام،کیف کردم از آن توصیف خیس از دخترک. ژروردگارم عافیت نصیب کند او و ننه رضوان را در همه جهان ها. [لبخند]