رها - بیست و چهار

علاقه زیادش به حرکات و رفتارهای دخترونه مثل لاک زدن و گردنبند انداختن و دستبند دست کردن، کیف دست گرفتن و آرایش کردن همگی یک طرف، عشقش به عروس و عروسی یک طرف! از دو ماه پیش که باهم یک عروسی رفتیم، دخترک مدام داره راجع به عروس و داماد و دسته گل و تور عروس و آتیش بازی پشت سر عروس و داماد حرف می زنه و خاطره ش رو از اینکه عروس بهش گل داده و بغلش کرده تعریف می کنه..

و این علاقه به اینجا ختم نمیشه..  حالا توی بیشتر بازیهاش اسبای بازی ها (فرق نمی کنه عروسک موش باشه یا اردک پلاستیکی) عروس و داماد هستند و معمولا یک دستمال کاغذی هم نقش تور رو داره! ... یک وقتها هم خیلی توی بازی غرق میشه و خودش میشه عروس (با تور و دسته گل البته) و هر کسی که دم دستش باشه باید داماد باشه.. و خیلی توی نقشش فرو میره.. مثلا میگه: عروس آب می خواد! عروس خوابش میاد! (یعنی خودش!).

وقتی چیزی می خوره، اگر درحالیکه هنوز چیزی توی دهنشه باز هم خوراکی سمتش بگیریم، با انگشت چندبار روى لبهاش میزنه و میگه اواوم! یعنی که مگه نمیبینی دهنم پره!

یک روز در انتظار تموم شدن پنچرگیری بودیم و از اونجایی که دخترک با دست زدن آقای تعمیرکار به ماشن مشکل داشت و به شدت اعتراض می کرد، کمی دورتر، جلوی یک رستوران وایساده بودیم. دوتا گربه سر به سر هم می گذاشتن و دختر حسابی کیف می کرد. یکی از گربه ها کنار یک درخت روی دوتا پاش وایساد و دستهاش رو دراز کرد که با یک شاخه بازی کنه.. دخترک هیجان زده گفت: گربه ماشالله قدش بلنده! از شدت خنده اشک می ریختم!

نقاشی روی دیوارها که جای خود داره.. واسه دخترک نقاشی روی خودش یه چیز دیگه ست! وقتی داره با ماژیک، آبرنگ یا رنگ انگشتی کار می کنه، کافیه که چند لحظه ازش غافل بشیم یکدفعه میبینی از نوک پا تا نوک دماغ، همه رو رنگ کرده و با نیش باز میگه بریم بشوریم!

سفر بودیم.. کنار نرده های دریاچه وایساده بودیم تا رقص آب با موسیقی و نور رو ببینیم.. جعیت دور و بر ولی به جای تماشای نمایشی که نیم ساعت منتظرش بودند، بیشتر دخترک رو نگاه می کردن که از هیجان می خندید و فواره ها رو نشون می داد و با شادی جیغ می کشید!

بالاخره دل به دریا زدم و موهام رو کوتاه کردم. خیلی کوتاه. و گفتم حالا که دارم کوتاه می کنم خوبه یه تنوع اساسی هم ایجاد کنم، و چند تکه از موهام رو هایلایت قرمز کردم.. عکس العمل دخترک عالی بود! تا من رو دید گفت مامان موهاش نگی نگی (رنگی رنگی) شده! اونقدر ذوق نگی نگی شدن رو کرد که نفهمید موهام کوتاه شده!

رنگ مورد علاقه دخترک قرمزه.. تا این حد که مدادشمعی ها و مداد رنگی های قرمزش همه از نصف هم کوچکتر شدن درحالیکه بقیه رنگها همه قد بلندند!

چشمهات رو زیاد باز کن! این بازی جدید دختره! یک کار خنده دار (از نظر خودش) انجام میده، مثلا آب میریزه توی بشقابش، یا پیراهنش رو می کشه روی سرش، یا روی کاغذ خط خطی می کنه، و میگه چشمهات رو زیاد باز کن! یعنی که ما تعجب کردیم از کارش.. و اون غش غش به قیافه ما می خنده..

روز تولدش بی صبرانه منتظر بود که شب بشه و مهمونها بیان و تولد بازی کنه.. اون روز باهم استخر رفتیم و توی راه برگشت کیک تولدش رو تحویل گرفتیم.. تمام مدت دوباره و دوباره ازم می پرسید: تولدم کیا میان؟ کی شمع فوت می کنیم؟ بعد چی کار می کنیم؟.. تا مهمونها بیان و شام بخوریم و تولد بازی شروع بشه، آخر شب شده بود.. دخترک از هیجان بادکنک ها و کلاه تولد و حضور اون همه آدم توی خونه و انگشت زدن به کیک انرژیش تموم شده بود و بعد از باز کردن یکی دو تا هدیه که نسبت بهشون هیچ ذوقی نشون نداد، گفت دیگه کادو باز نکنیم! دیگه کادو باز نکنییییییم!

سوم مهر ماه دخترک بیست و چهار ماهه شد.. دو ساله!

/ 1 نظر / 23 بازدید
آریل

تولدم کیا میان؟ دخترا از همین اوایل هم تو حاشیه هستن خدایی اما قرمزته رها جون